تبليغاتX
باران عدل
روز عدالت بر ستمگر سخت تر از روز ستم بر ستمدیده است. امام علی (علیه السلام)

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
تحقق انقلاب عظيم حضرت مهدي (عج) بزرگترين تحولي است كه بشر در تاريخ حيات خود خواهد ديد. اين واقعه بزرگ بر پايه هايي استوار است كه از مهمترين آنها فراهم آمدن ياران، همرهان و همرزماني است كه تا پاي جان براي اجراي اهداف والاي آن حضرت و تحقق حكومت عدل، تلاش كرده و از پاي نخواهند نشست.
اما اين ياران و اين همرهان و همگامان انقلاب جهاني حضرت مهدي (عج) چه ويژگي هايي دارند؟
برخي از ويژگي هاي ياران آن موعود آسماني كه در كلام ائمه معصومين (عليهم السلام ) بدانها اشاراتي شده، چنين است :
1- شناخت پروردگار :
ياران امام مهدي (عج) از جمله كساني هستند كه خداوند را آن گونه كه شايسته است مي شناسند . حضرت علي (ع) اين شناخت والاي خداوند را در ايشان اينگونه وصف فرموده است : « مرداني مومن كه خدا را آنچنان كه شايسته است، شناخته اند ؤ انان، ياران مهدي(عج) در آخر الزمانند.» (1)
امام صادق (عليه السلام )نيز قلبهاي آنان را به سان پولاد دانسته و مي فرمايند : « آنان مرداني اند كه دلهايشان گويا پاره هاي آهن است. هيچ ترديدي نسبت به خداوند قلبهايشان را نيالايد.» (2)

2- شناخت امام زمان (عج) :
ياران امام مهدي (عليه السلام ) امام خويش را به بهترين وجه مي شناسند و اين شناخت آگاهانه در تمامي وجودشان رسوخ كرده است. بنابر اين يار «او» شدن بدون شناخت آن بزرگوار امكان پذير نخواهد بود. در روايات فراواني آمده است كه : « هركه بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهلي خواهد مرد» (3)
اگر معرفت به آن حضرت نباشد، ديدن ظاهري ايشان نيز سودي در برنخواهد داشت. كم نبودند كساني كه همواره جمال دلنشين پيامبر(ص) و ائمه اطهار(ع) را زيارت مي كردند، ولي بهره هاي چنداني از آن اسوه هاي اخلاق و نيكي نبردند. امام صادق (عليه السلام) فرمود : هر آن كس كه امامش را شناخت و قبل از قيام امام زمان از دنيا رفت، به سان كسي است كه در سپاه آن حضرت، خدمتگزاري خواهد كرد، نه، بلكه مانند كسي است كه زير پرچم آن حضرت است. (4)
و آيا بي شناخت او ، مي توان هم رزم و هم ركاب او شد !؟

3- احترام خالصانه :
از آنجايي كه امام حق بزرگي بر گردن پيروان دارد، خداوند متعال احترام او را بر مردم واجب فرموده است . از اين رو هر آنچه كه مايه بزرگداشت او مي شوداز سوي ياران آن حضرت، انجام مي گيرد. ايشان اين روحيه را در زمان غيبت در خود ايجاد نموده اند تا در زمان ظهور نيز همواره در تمامي امور، احترام آن حضرت را پاس دارند. به راستي كسي كه از احترام اندكي به صورت برخواستن به هنگام شنيدن نام آن حضرت كوتاهي مي كند، چگونه مي تواند در عصر ظهوربه تكريم آن حضرت بپردازدو از جان خود بگذرد!؟
از امام صادق (عليه السلام ) سوال شد: چرا به هنگام شنيدن نام « قائم» لازم است برخيزيم! آن حضرت فرمود: آن حضرت غيبت طولاني دارد و اين لقب يادآور دولت حقه آن حضرت و ابراز تاسف بر غربت اوست و لذا آن حضرت از شدت محبت و مرحمتي كه به دوستانش دارد به هر كس كه حضرتش را به اين لقب ياد كند، نگاه محبت آميز مي كند. از تجليل و تعظيم آن حضرت است كه هر بنده خاضعي در مقابل صاحب عصر خود هنگامي كه مولاي بزرگوارش به سوي او بنگرد، از جا برخيزد، پس بايد برخيزد و تعجيل و فرج امر مولايش را از خداوند مسئلت نمايد. (5)

4- انتظار راستين فرج :
انتظار راستين كه اساس شخصيت ياران امام مهدي (عج) را شكل مي دهد، پيشينه اي بس دراز و طولاني در تاريخ شيعه دارد. آخرين فرستاده الهي، انسانها را به روزگاري سراسر نور و روشني نويد داده و فرموده است : دنيا به پايان نرسد مگر اينكه امت مرا مردي از اهل بيت من رهبري كند كه به او مهدي گفته مي شود. (6)
اميد .و آرزوي تحقق اين نويد كلي جهاني و انساني، در زبان روايات اسلامي، انتظار فرج خوانده شده و ازجمله عبادات، بلكه برترين آنها شمرده شده است. از همين رو علماي بزرگ، انتظار ظهور منجي را يكي از وظايف مهم مردم در عصر غيبت و عنصري اساسي در زمينه سازي و حفظ روحيه مناسب براي درك زمان ظهور ذكر كرده اند. رسول گرامي اسلام(ص) در باب انتظار فرج و اهميت آن فرموده است: برترين كارهاي امت من انتظار فرج از خداي عزيز و جليل است. (7)
به دون هيچ توضيحي توجه خواننده عزيز را به كلمه «كارها» در متن روايت جلب مي نمايم كه آن حضرت، انتظار را عمل و كار دانسته اند و نه سكون و بي كاري.

5- خودسازي :
يكي از ويژگي هاي ياران امام مهدي (عج) در عصر غيبت، خودسازي و مواظبت بر رفتار خويش است كه در پي آن، جامعه و ديگرا نيز به اين جهت متمايل خماهند شد. شكي نيست كه دين داري در عصر غيبت حضرت مهدي (عج) از هر زمان ديگري مشكل تر و طاقت فرساتر است . حضرت امام صادق (عليه السلام) سختي اين دوران را اينگونه تصوير نموده اند : صاحب امر غيبتي دارد كه در آن هر كس كه از دين خود دست بر نداردهمانند كسي است كه با كشيدن دستهاي خود به ساقه بوته اي تيغ  و خاردار، خارهاي آنرا بكند. پس كدام يك از شما با دستهاي خود تيغ ها را نگه مي دارد؟ سپس آن حضرت مدتي سر به زير افكنده و فرمودند : صاحب امر داراي غيبتي است، پس بنده خدا بايد پرهيزكاري و تقوا پيشه كند و به دين خود تمسك جويد. (8)
اگرچه آزمايش هاي ديني براي همه ايمان آورندگان در همه زمانها، قانون الهي است،اما در عصر غيبت تمامي عوامل دست به دست هم داده اين آزمايش را به كمال خود رسانده است.در اين دوران حفظ و نگه داشتن دين، بسيار دشوار بوده و بيشتر مردم به انگيزه هاي گوناگون ايمان خويش را در زندگي از دست مي دهند. آنان كه در اين گرداب هاي ترسناك دين خود را حفظ كنند از شان و رتبه اي بس رفيع برخوردار خواهند بود.

مطالب اشاره شده در اين متن تنها اشاره به گوشه اي از نشانه ها و خصوصيات ياران  امام مهدي (عج) دارد كه بي شك با گل گشتي در گلستان خوش بوي كلمات و روايات ائمه اطهار (عليهم السلام) نشانه هاي فراوان ديگري نيزخواهيد يافت .
باشد كه دلهامان را به عشق مهدي همه اعصار و قرون، آسماني و الهي كنيم و تلاش خود را معطوف به مهدوي شدن كنيم تا رنگ و بوي مهدي فاطمه(س)  را به خود گيريم كه ياران و دوستارانش، همگي عطر خوش مهدي را به خود دارند .

****

اين هم عيدي روز ميلاد حضرت بقيت الله الاعظم ( روحي له الفدا) :

رهبر انقلاب اسلامي در بيان شيفتگي ولايت حضرت ولي عصر (عج ) و دلتنگي زيارت جمال آن نور الهي قطعه شعري سروده اند که تقديم مي شود:

دلم قرار نمي گيرد از فغان ، بي تو
سپند وار زکف عنان داده ام ، بي تو
زتلخکامي دوران دلم نشد فارغ
زجام عيش لبي تر نکرد جان ، بي تو
چون آسمان مه آلوده ام ز تنگدلي
پر است سينه ام از انده گران ، بي تو
نسيم صبح نمي آورد ترانه شوق
سربهار ندارند بلبلان ، بي تو
لب از حکايت شب هاي تار مي بندم
اگر امان دهد چشم خونفشان ، بي تو
چو شمع کشته ندارم شراره اي به زبان
نمي زند سخنم آتشي به جان ، بي تو
زبيدلي و خموشي چو نقش تصويرم
نمي گشايدم از بي خودي زبان ، بي تو
از آن زمان که فروزان شدم ز پرتو عشق
چو ذره ام به تکاپوي جاودان ، بي تو
عقيق صبر به زير زبان تشنه نهم
چو يادم آيد از آن شکرين دهان ، بي تو
گزاره غم دل را مگر کنم چو امين
جدا ز خلق به محراب جمکران ، بي تو

اللهم عجل لوليك الفرج

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

پا نوشت :
--------------------------------------------------------
1- بحار الانوار،محمد باقر مجلسي،ج57،ص 229 .
2- همان، ج 52، ص 307 .
3- كمال الدين و تمام النعمه،شيخ صدوق،ج2،ص 409 .
4- اصول كافي، كليني، ج1، ص 371
5- منتخب الاثر، صافي گلپايگاني، ص 640، ح 3 .
6- كمال الدين و تمام النعمه، ص 644، ح 3 .
7- همان
8- اصول كافي، ج1، ص335


 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 6:8  توسط سجاد ستوده   | 

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .

روزهاي پر خير و بركت و زيباي ماه شعبان را سپري مي كنيم و تا چند روز ديگر، روز نيمه اين ماه نيز از راه خواهد رسيد . روزي كه يادآور ميلاد خجسته حضرت بقيت الله الاعظم مهدي موعود ( عج الله تعالي فرجه) مي باشد.
در سالهاي اخير و به ويژه با توجه بيشتري كه از سوي مراكز فرهنگي و نيز افكار عمومي به مباحث مربوط به مهدويت نشان داده شده، مفهوم انتظار و موضوعات پيراموني آن يكي از مباحثي است كه بيش از ديگر موضوعات مورد توجه قرار گرفته است.
امروز بد نديدم كه بخش هايي از صحبت هاي حجت الاسلام مهدوي، قائم مقام نهاد نمايندگي  رهبري در دانشگاه علوم پزشكي گيلان، در باب تعريف انتظار فرج را برايتان ذكر كنم.
ايشان نگاه جالبي به مفهوم انتظار دارند و از اين ديدگاه به تعريف اين مفهوم مي پردازند.
متن صحبت هاي ايشان را بخوانيد و نظراتتان را درباره اين مفاهيم برايم بنويسيد :
------------------------------------------------------------------------

در حديث داريم كه افضل الاعمال انتظار الفرج. انتظار فرج معاني وسيعي دارد. فرج خود به معناي گشايش است. انتظار فرج يعني بشر در زندگي خودش به دنبال گشودن گره هاي زندگي باشد كه يكي از مصداق هاي اين انتظار فرج و گشودن گره ها ظهور بقيت ا... الاعظم است، ولي فقط اين نيست .


انتظار فرج ايجاد يك دغدغه در وجود و نهاد و جان ادمي است تا در پي آن به دنبال گشودن گره ها باشد و آنها را بگشايد. انتظار فرج حالت روحي و رواني است كه در انسان ايجاد اميد مي كند و در پي آن دغدغه پيدا كردن راه حل و گشودن گره هاي كور اخلاقي، ذهني، اعتقادي و معرفتي را نيز در انسان به وجود مي آورد.
بشري كه دغدغه گشودن گره هاي فكري و قلبي را در خود نداشته باشد، معناي واقعي فرج و ظهور را درك نخواهد كرد، اما اگر اين دغدغه در آدمي ايجاد شود، او به جايي مي رسد كه تنها دغدغه اش درك انسان كامل خواهد بود.
با اين ديد مي بينيم كه مهمترين فرج من و شما درك انسان كامل است. وبا توجه به مطلب قبل و اين موضوع مي توانيم بگوئيم كه انتظار فرج، آن حالت روحي و رواني است كه انسان در پي آن دغدغه آن را دارد كه كمال مطلق خودش را درك نمايد.
اگر از اين منظر در پي فهم انتظار فرج باشيم و انتظار فرج را به معناي درك انسان كامل بدانيم، و با اين ديد آن را بپذيريم، آنگاه انتظار فرج تمام زندگي انسان را تحت الشعاع خود قرار مي دهد كه انسان به واسطه آن غم مي خورد، به واسطه آن مسرور مي شود، به واسطه آن تلاش مي كند و به حركت در مي آيد و هرچه عمق اين انتظار بيشتر باشد، ميزان اثر گذاري آن نيز در دايره زندگي مادي بشر بيشتر خواهد بود. اين تاثير گذاري به ميزاني خواهد بود كه حتي لبخندي كه فرد به برادر مسلمانش مي زند، اين نيز ناشي از انتظار فرج است. 

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 3:47  توسط سجاد ستوده   | 

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
  
* « پيامبر خاتم (صلي الله عليه و آله) فرمود: ... از نور حسين بهشت آفريده شد .
ولي اعظم، امير مومنان (عليه السلام) فرمود: بهاي شما بهشت است، به كم از آن خود را نفروشيد .
امام صادق (عليه السلام) فرمود: در قيامت، فرشتگان، بهشت را آذين مي بندند و ورود مومنان را انتظار مي كشند. زمان مي گذرد و از آنان خبري نمي شود. به جستجويشان مي پردازند و آنان را حول محور حسين (عليه السلام) پيدا مي كنند .
به آنان مي گويند: بهشت مهيا و چشم انتظار شماست. به قدومتان مزين كنيد. مي گويند: بهشت چيست در مقابل اين بهشت آذين كه ما به دورش حلقه زده ايم و به دامنش آويخته ايم؟! مصاحبت حسين(عليه السلام) كجا و بهشت؟!
...
و كيست كه جمال يوسف را ببيند و دست از ترنج باز شناسد؟!
و كيست كه بهار آفرين را دريابد و همچنان به بهار چشم بدوزد؟!
و كيست كه دست از دامن باني بهشت بگذارد؟! سلام بر تو اي طراوت مجسم!و اي زيباي محض!
سلام بر تو اي حسين ! » (1)


هر دلي عاشق تو
و تو
     عاشق هر دلي
كه عاشق توست.
هر كه با تو باشد
                  جاودانه است .

* شيخ محمد ازري شاعر معروف و فهيم شيعه قصيده اي مي سرايد در وصف مولا حضرت عباس (عليه السلام) كه : يوم ابوالفضل استجار به الهدي . يعني روز عاشورا روزي است كه حسين (عليه السلام) ، مخزن هدايت، به عباس پناه مي برد.
سپس صحت اين مطلب را بعيد شمردهع مي انديشد، شايد امام حسين (عليه السلام) آن را نپذيرد . در عالم خواب امام حسين را مي بيند كه به او مي فرمايد: آنچه گفته اي صحيح است و مصرع دوم آن را اينگونه تمتم كن : در آن هنگام به او پناه بردم كه بر اثر حمله ها و درگيري ها و گرد و غبار بين زمين و آسمان تيره و تار شده بود به طوري كه نقاب گرد و غبار جلو نور خورشيد را گرفته بود و هوا تاريك شده بود . (2)


عباس يعنى تا شهادت يكه تازى‏        عباس يعنى عشق،يعنى پاكبازى‏
عباس يعنى با شهيدان همنوازى‏        عباس يعنى يك نيستان تكنوازى‏
عباس يعنى رنگ سرخ پرچم عشق   يعنى مسير سبز پر پيچ و خم عشق‏
جوشيدن بحر وفا،معناى عباس‏       لب تشنه رفتن تا خدا،معناى عباس
با عشق بودن تا جنون، يعنى ابو الفضل خورشيد در درياى خون، يعنى ابو الفضل
صد چاك رفتن تا حريم كبريائى               صد پاره گشتن در مسير آشنائى
بى‏دست‏با شاه شهيدان، دست دادن      بى‏سر، به راه عشق و ايمان سرنهادن
بى‏چشم، ديدن چهره رؤيائى يار             جارى شدن در ديده دريائى يار
بى‏لب نهادن لب به جام باده عشق         بى‏گام نوشيدن تمام باده عشق
اين است مفهوم بلند نام عباس              در ساحل بى‏ساحل آرام عباس
يك مشك آبِ عشق و دريائى طراوت        يك بارقه از حق و خورشيدى حرارت
وقتى كه از آب گوارا روزه مى‏كرد              درياى تشنه آب را دريوزه مى‏كرد
وقتى كه اقيانوس را در مشك مى‏ريخت     از چشمه چشمان دريا اشك مى‏ريخت
در آرزوى نوش يك جرعه از آن لب              جان فرات تشنه آتش بود از تب
خون على عباس را تقرير مى‏كرد               آيات سرخ عشق را تفسير مى‏كرد
وقتى زفرط تشنگى آلاله مى‏سوخت         گلهاى زهرا از لهيب ناله مى‏سوخت
مى‏سوخت در چنگال شب باغ ستاره        مى‏سوخت جانش از تف داغ ستاره
آمد به سوى خيمه، اقيانوس بر دوش         آمد نداى خون حق را حلقه برگوش
عباس بود و لشگر شب در مقابل              عباس بود و مجمر خورشيد در دل
رگبار تير كينه بر عباس باريد                     اختر ز ابر سينه بر عباس باريد
وقتى كه قامت پيش خورشيد آب مى‏كرد    طفل حزين عشق را سيراب مى‏كرد
وقتى يد پور على از دست مى‏رفت            تا خلوت ساقى كوثر مست مى‏رفت
وقتى كه چشمش تير را خوناب مى‏كرد       روى عروس عشق را سيماب مى‏كرد
پايان او آغاز قاموس وفا بود                        پايان او آغاز كار مصطفى بود
با گامهاى شور، آهنگى دگر زد                  بر چهره شب رنگ رخسار سحر زد
عباس يعنى يك نيستان تكنوازى                هفتاد و دو آهنگ حق را همنوازى

* امام سجاد(عليه السلام) در غم پدر بزرگوارش آن قدر مي گريست كه اشك هايش بر جام آب روان مي شد. وقتي علت آن همه گريه را پرسيدند، پاسخ مي داد: چگونه گريه نكنم، در حاليكه پدرم را از آب محروم كرده و لب تشنه كشتند. آبي كه بر حيوانات صحرا و درندگان هم آزاد بود، از پدرم منع كردند.
يكي از غلامانش وقتي او را در حالت گريه ديد به او گفت: آيا وقت آن نرسيده كه اندوهت به پايان رسد؟! حضرت در پاسخ فرمود: واي بر تو! حضرت يعقوب بر فراق يك فرزند خويش آن همه گريه كرد و حسرت و تاسف داشت. ولي من با دوچشم خويش ديدم كه پدرم و همه خاندانم را كنار من و در اطرافم سر بريدند. (3)


و اما تو اي حسين!
با تو چه بگويم؟ " شب تاريك و بيم موج و گردابي چنين هائل" و تو اي چراغ راه، اي كشتي رهايي، اي خوني كه از آن نقطه صحرا، جاودان مي طپي، و مي جوشي، و در بستر زمان جاري هستي، و بر همه نسل ها مي گذري، و هر زمين حاصلخيزي را سيراب خون مي كني، و هر بذر شايسته را، در زير خاك، مي شكافي، و مي شكوفاني، و هر نهال تشنه اي را به برگ و بار حيات و خرمي مي نشاني!
اي آموزگار بزرگ شهادت !!
برقي از آن نور را بر اين شبستان سياه و نو ميد ما بيفكن! قطره اي از آن خون را در بستر خشكيده و نيم مرده ما جاري ساز، و تفي از آتش آن صحراي آتش خيز را به اين زمستان سرد و فسرده ما ببخش.
اي كه مرگ سرخ را برگزيدي تا عاشقانت را از مرگ سياه برهاني، تا با هر قطره خونت، ملتي را حيات بخشي و تاريخي را به طپش آري و كالبد مرده و فسرده عصري را گرم كني و بدان جوشش و خروش زندگي و عشق و اميد دهي!
ايمان ما، ملت ما، تاريخ فرداي ما، كالبد زمان ما، به تو و خون تو محتاج است . (4)

***


جوون گوش كن!!
رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: از نور حسين بهشت آفريده شد .
امير مومنان (عليه السلام) فرمود: بهاي شما بهشت است، به كم از آن خود را نفروشيد .
جوون! خودتو به كمتر از حسين نفروش !!!

***


اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)


پا نوشت :
-------------------------------------------------------------
1- سيد مهدي شجاعي، اي طراوت مجسم، روزنامه جام جم، چهارشنبه 28 اسفند 1381،ويژه نامه سال نو، صفحه 2
2- كيهان، 3 آذر 1377 ، شماره 16379، صفحه 6 
3- بحار الانوار، ج 46، ص 110
4- مرحوم دكتر علي شريعتي، نيايش، ص 124

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 3:34  توسط سجاد ستوده   | 

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
   
اين روزها، نسيم خوش ماه مبارك شعبان وزيدن گرفته است. ماه مبارك و پر بركتي كه سرشار از زيبايي ها و لطافت هاست . شعبان آخرين گام، قبل از مهماني بزرگ ماه رمضان است.

 تعبير قشنگي است اينكه : اگر قرار ملاقات با بزرگي – مثلا رهبر انقلاب – داشته باشيد، چگونه بر سر اين قرار حاضر مي شويد؟! قطعا آنگونه كه شايسته اين ملاقات است ، خود را مهيا مي كنيد. شعبان نيز فرصتي براي مهيا سازي خود براي حاضر شدن بر سر قرار و مهماني الهي است. 30 روز ديگر بر سر سفره الهي ميهمانيم و ماه شعبان فرصت مغتنمي است تا خود را مهياي اين ضيافت و مهماني سازيم . 
از حضرت امام صادق (عليه السلام) روايت است كه چون ماه شعبان داخل مي شد، حضرت امام سجاد(عليه السلام) اصحاب خود را جمع مي نمود و مي فرمود: اي گروه اصحاب من! مي دانيد اين چه ماهي است؟ اين ماه شعبان است و رسول خدا مي فرمود: شعبان ماه من است پس روزه بداريد در اين ماه براي محبت پيغمبر خود و براي تقرب به سوي پروردگار خود. به حق آن خدايي كه جان علي ابن الحسين در دست قدرت اوست، سوگند ياد مي كنم كه از پدر حسين بن علي (عليهما السلام) شنيدم كه فرمود : از امير المومنين (عليه السلام) شنيدم كه هركه ماه شعبان را براي محبت پيغمبر خدا و تقرب به سوي خدا روزه دارد، خدا او را دوست دارد و به كرامت خود در روز قيامت نزديك و بهشت را بر او واجب سازد. (1)
آميرزا جواد ملكي تبريزي صاحب كتاب شريف " المراقبات " نيز پيرامون فضيلت و شرافت ماه شعبان مي نويسد : « اين ماه براى سالك إلى اللّه بسيار با ارزش است. يكى از شبهاى قدر در اين ماه مى‏باشد و كسى در آن متولد شده كه خداوند بواسطه او وعده پيروزى به تمامى دوستان، پيامبران و برگزيدگانش - از زمانى كه پدر ما حضرت آدم (على نبينا و آله و عليه السلام) در زمين ساكن شده - داده است. و وعده داده، بوسيله او، بعد از پر شدن زمين از ظلم و جور، آن را پر از قسط و عدل نمايد - كه در جاى خود بطور مفصل به آن خواهيم پرداخت. و از مقام آن همين بس كه ماه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده و حضرتش(صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: «شعبان شهري، رحم اللّه من اعانني على شهري، شعبان ماه من است، خداوند كسى را كه مرا در ماهم يارى كند، بيامرزد».
كسى كه از اين دعوت بزرگ آگاه شود، بايد بكوشد كه از دعوت شدگان اين دعوت گردد. اين جانشين و برادر او، امير المؤمنين (عليه السّلام)است كه مى‏فرمايد: «ما فاتني صوم شعبان مذ سمعت منادي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ينادي في شعبان، فلن يفوتني ايام حياتي ان شاء اللّه، از زمانى كه نداى منادى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را كه براى روزه اين ماه ندا مى‏كرد شنيدم، هيچگاه روزه اين ماه را از دست نداده و در تمام عمرم آن را از دست نخواهم داد، اگر خدا بخواهد.» اين درباره روزه اين ماه بود، و مى‏توان كمك به آن حضرت (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را از جهات ديگر مانند نماز، صدقه، مناجات و تمام كارهاى خير با روزه اين ماه مقايسه نمود. (2)

حضرت امام خميني (ره) نيز تاكيد فراواني به بزرگداشت و استفاده از فرصت اين ماه داشتند. ايشان در يكي از سخنراني هاي خود با اشاره همزمان به فضيلت ماه رمضان، پيرامون فضيلت ماه شعبان مي فرمايد : ماه رمضان، ماه نبوت است و ماه شعبان، ماه امامت. ماه رمضان ليله القدر دارد و ماه شعبان شب نيمه شعبانكه تالي ليله القدر است. ماه رمضان مبارك است براي اينكه ليله القدر دارد و ماه شعبان مبارك است براي اينكه نيمه شعبان دارد. ماه رمضان مبارك است براي اينكه نزول وحي بر او شده است يا به عبارت ديگر معنويت رسول خدا وحي را نازل كرده است و ماه شعبان معظم است براي اينكه ماه ادامه همان معنويات ماه رمضان است. اين ماه مبارك رمضان جلوه ليله القدر است كه تمام حقايق و معاني در او جمع است و ماه شعبان، ماه امامان است كه ادامه همان است. در ماه مبارك رمضان، مقام رسول اكرم ( صلي الله عليه و آله و سلم) به ولايت كلي الهي بالاصاله تمام بركات را در اين جهان بسط داده است و ماه شعبان كه ماه امامان است، به بركت ولايت مطلقه به تبع رسول الله همان معاني را ادامه مي دهد. پس ماه رمضان ماهي است كه تمام پرده ها را دريده است و وارد شده است جبرئيل امين بر رسول خدا و به عبارت ديگر وارد كرده است پيغمبر اكرم جبرئيل امين را در دنيا، و ماه شعبان ماه ولايت است  و همه اين معاني را ادامه مي دهد. ماه رمضان مبارك است كه قرآن بر او وارد شده است و ماه شعبان مبارك است كه ادعيه ائمه عليهم السلام در او وارد شده است. ماه مبارك رمضان كه قرآن را وارد كرده است، قرآن مشتمل بر تمام معارف است و تمام مايحتاج بشر است و ماه شعبان كه ماه امامان است، ادامه همان حقيقت است و همان معاني در تمام دوره ها. (3)
و ديگر اينكه :

از اعمالي كه در اين ماه تاكيد زيادي بر آن شده و احاديث و روايات فراواني در اهميت آن وارد شده، روزه مي باشد.از رسول خدا نقل است كه فرمود : ماه شعبان ماه من است. هر كه يك روز از اين ماه را روزه بدارد، بهشت بر او واجب مي شود. (4)

مناجات شعبانيه :
از ادعيه و مناجات هايي كه خواندنش چه در اين ماه و چه در اوقات ديگر از سوي بزرگان و به ويژه از سوي علماي اخلاق سفارش فراوان شده است، مناجات شعبانيه است.
حضرت امام(ره) در اين باره مي فرمايد : مناجاتي كه در ماه شعبان هست و من در نظر ندارم كه در هيچ يك از ادعيه گفته شده باشد كه ادعيه مال همه ائمه است. اين دعاي شعبان، مناجات شعبان، مناجات همه ائمه است و در آن مسائل بسياري هست، معارف بسيار هست و ادب اينكه انسان چه جور بايد با خداي تبارك و تعالي مناجات كند . (5)
آميرزا جواد ملكي تبريزي نيز در اين زمينه مي نويسد : اين مناجات، مناجات معروفى است. و اهلش بخاطر آن با ماه شعبان مأنوس شده و بهمين جهت منتظر و مشتاق اين ماه هستند. اين مناجات شامل مطالب اساسى در مورد چگونگى معامله بندگان با خداى بزرگ بوده و آداب خواستن، دعا و طلب آمرزش از او را، آنگونه كه شايسته است، بيان مى‏كند. و استدلال‏هاى جالب توجهى جهت اميدوار شدن به درگاه خدا كه با مناجات با او مناسب است، در بردارد. و بروشنى، ملاقات، نزديكى و ديدن خدا را معنى مى‏كند و به اين ترتيب شبهه‏هاى سالك، شكهاى منكر و وحشت اهل شك را برطرف مى‏كند. و نيز اشاره‏اى به شناخت نفس و اين كه شناخت آن باعث شناخت پروردگار است دارد. ... به هر حال اين مناجات بزرگى است و يكى از ارمغانهاى آل محمد (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) مى‏باشد كه بزرگى آن را كسى كه قلب سالم و گوش شنوايى داشته باشد، درك مى‏كند. و اهل غفلت از درك فوايد و نورهاى آن بى‏بهره‏اند.(6)
خلاصه اينكه ماه شعبان فرصت مغتنمي است تا دل را به آب و شانه اي از غبار بزدائيم و مهياي ضيافت الهي باشيم.
در پرواز بلند شعبانيه خود اين رفيق ناچيز را بي نصيب مگذاريد! التماس دعا!

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

پا نوشت :
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- بحار الانوار، ج 97، ص 83
2- ترجمه المراقبات، صفحه 165 و 166
3- صحيفه نور، ج 20، ص 82، 25/1/66
4- مفاتيح الجنان ، ص 279
5- صحيفه نور، ج 20 ، ص 189، 30/12/66
6- ترجمه المراقبات، صفحه 166 و 167

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 17:39  توسط سجاد ستوده   | 

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
    

اولا:
من آن چه كه لازم است به طور نصيحت به آقاي رئيس جمهور و به همه دست اندركاران جمهوري اسلامي از لشكري و كشوري عرض كنم اين است كه آنچه كه به سر انسان مي آيد از خيرو شر، از خود آدم است . آنچه كه انسان را به مراتب عالي انسانيت مي رساند، كوشش خود انسان است و آنچه كه انسان را به تباهي در دنيا و آخرت مي كشد، خود انسان و عمل خود انسان است . (1)

دوما:
يكي از بستگانش كه دوست ايام نوجواني و جواني ايشان بوده نقل مي كند كه روزگاري وقتي در حين رسيدن به جواني بوديم، ايشان به من گفت بيا برويم خدمت حضرت آيت الله خوانساري، من بدهي ام را تسويه كنم. رفتيم خدمتشان و آقاي رجايي به معظم له گفت من در نوجواني دوره گردي مي كردم و يكي از وسايلي را كه مي فروختم قرقره نخ بود، بعضي وقت ها كه اين قرقره ها خاك مي گرفت من مقداري از نخ روي قرقره را مي كندمو دور مي انداختم كه نو بشود، حالا مي خواهم تكليف اين قصه را روشن كنيد ... كه حضرت ايت الله مبلغي را به عنوان رد مظالم مشخص كرد و ‌‌‌[ شهيد رجايي] پرداخت . (2)

سوما:
امروز بايد همانطوري كه در سابق به رئيس جمهور سابق(بني صدر)بعضي مطالب را تذكر دادم، به آقاي رجايي هم تذكراتي بدهم كه قضيه مقام و رياست هرچه باشد، وقتي كه نظر انسان يك نظر محدود دنيايي باشد، اين مقامات، انسان را از خودش بي خود مي كند،اين ها را مقام مي داند . ... ما اگر بندگي خدا را بپذيريم و دلمان منور بشود به نور بندگي خدا وعبوديت، اين امر ناچيزي كه به حساب در عالم نمي آيد، در ما تاثير نبايد بكند. شما(شهيد محمد علي رجايي) ديروز نخست وزير بوديد و پريروز وزير بوديدو قبل از او معلم بوديدو قبل از او هم يك شاگردي بوديدو بعد از اين هم معلوم نيست كي از اينجا برويد. ممكن است خداي نخواسته همين حالا كه بيرون رفتيد و يا همين حالا يك بمبي اينجا باز منفجر بشود و فاتحه همه را بخواند. وقتي مطلب اين است، چرا بايد انسان قبل از رياست جمهورو بعدش فرق بكند؟ مگر رياست جمهور چي هست؟ (3)

چهار:
متن زير مربوط به خبري با طبقه بندي حفاظتي محرمانه مي باشد كه در تاريخ 6/5/59 از امور اجتماعي پليس تهران خطاب به رياست امور اجتماعي ارسال شده است:
« برابر اطلاع، روز 5/6/59 آقاي رجايي نخست وزير گويا با يك موتور سيكلت به منزل يكي از بستگانش واقع در خيابان البرز، جنب مسجد همت آبادي پلاك 28 رفته و بلافاصله مامورين كلانتري 12 اطلاع و سپس ايشان را به مجلس اسكورت مي كنند .» (4)

پنجم :
آنچه امروز از دست امام دريافت داشتم و اميدوارم نيروي جديدي در من به وجود آورد تا به عنوان رئيس جمهور كشور انقلابي و مسلمان ايران در اجراي هرچه بيشتر قانون اساسي، يعني خون بهاي هزاران شهيد و معلول تا آنجا كه توان دارم بكوشم، در مقابل دشمنان اسلام چون كوه،ايستاده تا محو كامل آنان از پاي ننشينم و براي بي خبران از اسلام نمونه اي باشم كه رغبت آنان را به اسلام عزيز جلب كنم و براي مسلمانان خادمي بالشم كه هر روز به اعتبار جهاني و بين المللي آنان بيفزايم .(5)

ششم :
يكي از محافظان حاج آقا [ شهيد رجايي] كه الان سفير است تعريف مي كرد: يك روز با چند تن از معاونان ايشان به سركشي اداره هاي آموزش و پرورش تهران مي رفتيم. ان روز بارندگي شديدي بود . در يك خيابان جوي آب، گير كرده بود و آب باران توي خيابان جمع شده بود. آقاي رجايي گفت ماشين را نگه داريدو بعد پياده شد. استينش را بالا زد و بعد دست در آن آب كثيف و پر از زباله كرد. آشغالها را بيرون آورد و راه آب را باز كرد. وقتي كه دوباره سوار ماشين شد، معاونانش اعتراض كردند و گفتند كه شهر سوپور دارد و اين كار وظيفه شما نبود. جواب داد : مردم به من راي داده اند كه هر كاري را بتوانم برايشان انجام دهم. الان اين كار از دست من بر مي آمد و هيچ كار ديگري را هم از من عقب نينداخت. پس من مي بايست انجام مي دادم و وظيفه هم داشتم. (6)

***
نمونه مهم صداقت آقاي رجايي را مي‌توان در انتخابات رياست‌جمهوري ايشان مثال زد. در زير عكس معروفي كه يك پيرمرد چانه ايشان را گرفته است، از قول آن پيرمرد نوشته بوديم: «من از تو حمايت مي‌كنم، ولي از تو مي‌خواهم اسلام را پياده كني». اين تنها پوستر انتخاباتي او بود. طرح و متن اين پوستر از من بود. من ديدم اگر اين متن را از زبان آن پيرمرد بياورم، خيلي گيرايي دارد، ولي ايشان با متن مخالفت كرد و گفت، اين دروغ است. چون اين پيرمرد در اين ديدار، چيز ديگري به من گفت و مطلبش اين نبود. هرچه ما با اصرار زياد به او گفتيم اين يك كار تبليغي است، ايشان مي‌گفت، نه، چاپ اين عكس به تنهايي و بدون متن، كافي است. اين اواخر ديگر، من بعضي كارهاي تبليغاتي را به او نشان نمي‌دادم، چون مي‌دانستم قطعا با انجام آنها مخالفت خواهد كرد. (7)

***
از نخستين مصوبات دولت آقاي رجايي، اين بود كه وزرا بايد در بدترين اتاق‌هاي مجموعه وزارتي مستقر بشوند. خود ايشان اتاق كوچك منشي‌ها را به عنوان اتاق كار انتخاب كرده بود. در اتاق او، حتي يك مبل ديده نمي‌شد. چند صندلي و يك ميز را در اين محل تنگ قرار داده بودند. اتاق من كه وزير مشاور در امور اجرايي بودم، همراه با كسي كه قائم‌مقام من بود، اتاق كوچكي در طبقه چهارم نخست‌وزيري بود. اينها همه براي آن بود كه مثل سابق، بهترين اتاق‌ها را در اختيار وزرا و معاونان آنان قرار ندهند كه تدريجا خلقيات مسئولان تغيير كرده و اسير پست و مقام شوند. مصوبه ديگر اين بود كه وزرا پيشرو و پسرو نداشته باشند. آخرين مصوبه اين بود كه حقوق هر وزير برابر با متوسط حقوق كارمندان دولت در آن زمان؛ يعني حدود هفت هزار تومان باشد. متأسفانه در زمان شهيد رجايي، برخي از همكاران وزرا، مصوبات مزبور را به درستي رعايت نكردند و پس از شهادت ايشان به تدريج و در زمان نخست‌وزيري برادر ميرحسين موسوي، اين آهنگ بسيار كند شد و پس از او پرشتاب‌تر از ميان بسياري از مسئولان رخت بربست! (8)

هفت :
خدايا! چه بسا نعمت ها كه من لايق آن نبودم و آن نعمت ها را تو به من عطا فرمودي.خدايا! چه بسا ستايش ها كه مردم از من كردند ومن هرگز در خور آن ستايش ها نبودم.
و اينك خود را در مقابل لطف و رحمت تو آنچنان ناچيز قرار داده وآنچنان در اختيار قرار مي دهم كه مبادا لحظه اي مرا به حال خودم وا بگذاري! اي خدا! اي خالق من! مرا درياب و در مقابل لغزشگاه هايي كه در مقابل هركس كه به قدرت رسيده وجود دارد، مرا حفظ كن! (9)

هشت:
آني كه به نظرم خيلي بزرگ است اين است كه آقاي رجايي يك نفر آدمي بود كه، دستفروشي در بازار از قراري كه گفتند، من در مطالعاتي كه در ايشان كردم به نظرم آمد كه از حال دستفروشي اش تا حال رياست جمهور، در روح او تاثيري حاصل نشد. چه بسا اشخاصي هستند كه اگر كدخداي ده بشوند، تغيير مي كنند به واسطه ضعفي كه در نفسشان هست. تحت تاثير آن مقمي كه پيدا مي كنند واقع مي شوند و اشخاصي هستند كه مقام تحت تاثير آنهاست از باب قوت نفسي كه دارند. وآقاي رجايي، آقاي باهنر در عين حالي كه خوب يكي شان رئيس جمهور بود ، يكي شان نخست وزير بود، اين طور نبود كه رياست در آنها تاثير كرده باشد، آنها در رياست تاثير كرده بودند. (10)

آخرش :
يك بار يك نفر از هم محلي هاي ما به اسم حسين آقا كه باربر است، به اعتبار اينكه با شهيد رجايي هم محلي بوده، در باره شهيد رجايي با تلويزيون مصاحبه كرد . از او سوال كرده بودند كه در يك جمله نظر خودتان را در باره شهيد رجايي بگوئيد. گفته بود : همين قدر بگويم كه رفت و ديگر لنگه اش نيامده و نمي آيد . (11)

آخرين خبر :
محمد علي رجايي، رئيس جمهور اسلامي ايران و محمد علي باهنر نخست وزير  امروز ، هشت ارديبهشت 60 ، در انفجار دفتر نخست وزيري به شهادت رسيدند .بنا به گزارش خبرگزاري ها ...

يادشان گرامي و روح و روانشان با ائمه اطهار (عليهم السلام) و اولياءالله محشور باد .

***

اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)


پانوشت :
-----------------------------------------
1- سخنراني حضرت امام خميني (ره) به هنگام تنفيذ حكم رياست جمهوري شهيد رجايي . 11/5/1360
2- كيهان،شنبه 5/6/84
3- سخنراني حضرت امام خميني (ره) به هنگام تنفيذ حكم رياست جمهوري شهيد رجايي . 11/5/1360
4- ماهنامه فكه، سال سوم، شماره 25، شهريور و مهر 1380، صفحه 3
5- متن سخنراني شهيد رجايي به هنگام تنفيذ حكم رياست جمهوري توسط امام خميني (ره). 11/5/60
6- به نقل از حاج رضا فاضلي، آرايشگر شهيد رجايي، دولت عشق، ويژه نامه ستاد بزرگداشت وزيران و 15 هزار شهيد دولت، صفحه 78
7- به نقل از مرحوم كيومرث صابري فومني ، سايت بازتاب: http://baztab.com/news/28211.php
8- به نقل از بهزاد نبوي ، همان
9- متن سخنراني شهيد رجايي به هنگام تنفيذ حكم رياست جمهوري توسط امام خميني (ره). 11/5/60
10- صحيفه نور، جلد بيستم، صفحه 35، 8/6/65


 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم شهریور 1384ساعت 17:47  توسط سجاد ستوده   | 

بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

1- من از حضور اين همه بي خودي در خانه دلم
متنفرم  
اي دل برخيز تا براي رفتن
فكري بكنيم .                              – مرحوم سلمان هراتي –

2- هفته گذشته موسم اعتكاف در فضاي كشورمان وزيدن گرفت و گوشه و كنار ايران عزيز از دم گرم معتكفين سرشار از عطر خوش خدا شد . فقط در شيراز و آن هم تنها در يك مسجد نزديك به 14 هزار نفر معتكف شده بودند . باور نداريد ! پس روي لينك زيذ كليك كنيد، البته لطفا :


http://www.rahpouyan.com/etekaf/etekaf84/default.asp

مسجد جامع شهر كوچك ما هم ميزبان معتكفين خانه امن الهي بود . راستش هر از چند گاهي كه در جمع معتكفين مي نشستم، از بوي خوش آنان مست مي شدم . پيرو جوان، پيرمرد 50،60 ساله و جوان 14، 15 ساله همه امده بودند و بر سر اين سفره الهي نشسته و به بزمي عاشقانه مشغول بودند.
چه زيبا و وصف ناشدني است لحظه اي كه در گوشه اي نوجوان 16 ساله اي سر بر سجده مي گذارد و ناله مي زند و خدا را مي خواند و در همان لحظه و از كنجي ديگر صداي ناله هاي عاشقانه مردي ديگر به گوش مي رسد ...
خدايا! همه تو هستي و ديگر هيچ! به حق انفاس پاك و مطهر همه عاشقاني كه در سه روز ايام البيض خانه نشين حرم امن تو بودند، گره از مشكلات كوچك و بزرگ اين ملت بردار و همگان را به ضرب رحمت و مهرباني ات بنواز! اللهم اغفرلنا ذنوبنا و توفنا مع الابرار !

3- كابينه آقاي احمدي نژاد هم بالاخره به مجلس معرفي شد . متن زير را ويژه ويژه، براي آقاي احمدي نژاد مي نويسم . اگر ايشان را ديديد بدهيد دستش تا بخواند!!
جملات از زبان رهبر معظم انقلاب در دوران رياست جمهوري ايشان است :
من رئيس جمهورم اما ولي الله العلي العظيم. خودم را از آحاد طلبه ها يك ذره بالاتر نمي دانم و نيستم. اين بار را روي دوش من گذاشتند. دارم جان مي كنم اين بار را به منزل برسانم و تحويل يكي ديگر بدهم. ماها ادعايي نداريم . چه موقع گفته ايم كه بيائيد ما را در راس اين مقام بگذاريد؟ آن روزي كه ما مبارزه مي كرديم، فكر نمي كرديم كمترين شهرت و افتخار و معروفيتي از قبل آن حرفها برايمان پيدا بشود. داشتيم كار مي كرديم و دنبال فكري بوديم . حالا خداي متعال اينطور پيش آورده و روي دوش ما مسئوليت گذاشته است . ...

4- راستي براي رفتن فكري كرده ايم: اي دل برخيز تا براي رفتن فكري بكنيم !

***


اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم شهریور 1384ساعت 3:33  توسط سجاد ستوده   |