بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
آن شب که تو نباشی شب یلدای من است !
...
***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
از یک جایی باید شروع کرد دیگه! از کجاش نمی دونم!
1- یکی دو ماه پس از پایان انتخابات و پس از شنیدن حرف های یک ورکی فراوان و رفتار های چپکی فراوان تر از سوی مدعیان اخلاق و دین، یک بابایی لطف کرده و آمده بود تا اینجانب را به اصطلاح روشن بفرماید(!) ـ ما خاموش نشده ایم ها اما به زعم برخی از دوستان خاموش که چه عرض کنم از دست رفته ایم ـد از عقل گفت و منطق و از رفتارهای نا صواب. اما همینکه برگشتم و گفتم پس فلانی با این همه سابقه چرا این جوری حرف زده، می دونید چی گفت ؟
... بی خیال .
آخ که چقدر هوس کردم یکبار دیگه مارمولک رو ببینم، البته فیلمشو ! یا اینکه یه دو ساعتی با یکی مثل محمدرضا زائری هم کلام شم! بی خیال داش سجاد!
2- دو سال تو یه مجموعه فرهنگی ـ البته تو شورای اجرایی اش ـ مشغول فعالیت بودم. مجموعه فرهنگی ای که از فرهنگ و کاربردهاش فقط یک چیز را آموخته بود و تنها یک کار بلد بود و بس ! خیلی سعی کردم که فضا رو عوض کنم. اما می دونید بعضی ها همینکه نا بینا می شن تازه هوس رانندگی می افته به سرشون! ـ چه ربطی داشت؟ خودمم نمی دونم! ـ
اصلاح و تغییر فکرها و رفتارهای کهنه و قدیمی که بی ثمرگی شون برای همه معلوم و مشخص شده، گاها اونقدر مشکله که خود این بابای اصلاح گر رو هم به دام کهنگی اش می اندازه!
بی خیال شدیم و از اون مجموعه ـ البته از شورای اجرایی اش ـ اومدم بیرون. البته از اون حرف های اونجوری بی نصیب هم نموندم ! نوش جونم که اینها تازه از ثمرات سحره! کو تا صبح! اصلاح طلب شدن این فحش خوردن ها رو هم داره دیگه!!
3- دیگه اینکه یک رفیق شفیقی بیاد و دوستی رو برای من بدبخت معنا کنه! به خدا این دو سه هفته عجیب درگیری های ذهنی پیدا کردم. دوستی یعنی چی ؟!
4- در ادامه بند 3 اینجانب برائت همیشگی و جاودانه خودم رو از دوستی با برخی مدعیان که از دوستی یشترچرتکه انداختن شو بلدند، اعلام می کنم . صد رحمت به لاتهای سر کوچه و خیابان و معرفتشون تو دوستی !
5- راستی چرا من اینقدر سیاه می نویسم؟!
6- امشب برق خونمون رفت ـ البته برای چندمین بار در طول روزـ اما نکته جالبش این بود که تمامی لامپ ها و مهتابی ها خاموش شدند اما تلویزیون تا یه 7،8 دقیقه ای هنوز کار می کرد. ـ افتاد چی شد؟! ـ مهندسین محترم برق و الکترونیک لطفا در این مورد از خودشون نظریه در وکنن !
اونوقت بعضی ها هی گیر میدن که ما تو کشور تولید علم نداریم . تولید علم از این هم بالاتر که لامپ ها روشن نمی شن اما تلویزیون کار می کنه!! ـ ببخشید مثل اینکه از خودم حرف سیاسی در وکردم! ـ 7 - یه چند روزیه که توی شهر یه کار فرهنگی جدید رو شروع کردیم. من و یکی دو تا دیگه از دوستان . اکثرچه هایی هم که توی این فعالیت حضور دارند نوجوونهای دبیرستانی هستند. جلسه اولمون رو به میمنت روز میلاد امام رضا علیه السلام تو همین روز برگزار کردیم. اصل کار دست خود همین بچه هاست.بچه هایی که بعضی هاشون دلهایی دارند به شفافیت آینه و زلالی آب که همین صفا و پاکی معجزه می کنه. امیدمون یاری خداوند متعال است و نگاهمون به عنایات امام رضا علیه السلام . برای
برای همه مون دعا کنید که تو این فعالیت تازه به بیراهه نریم و موفق هم باشیم !
8- دیگه اینکه اگه یه نوجوونی از اون دل آینه ای ها بیاد و به شما بگه من حضور فلان شهید رو کاملا لمس
می کنم و برای این لمس کردنش شاهد هم داشته باشه، چی بهش می گید!؟ یکی به من کمک کنه !
بیچاره و بدبخت و جامونده، من!
***
برای امروز دیگه بسه !
راستی تیتر این پست رو دیدید: تراوشات! ( چه شود؟!)
8 تا بند هم بیشتر نشد، اون هم به میمنت ثامن الحجج امام رضا علیه السلام
فعلا تا بعد
***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
رسول خدا (صلی الله علیه و آله) :
پاره تن من در خراسان دفن خواهد شد، هيچ گرفتار و گنهكارى او را زيارت نكند جز اين كه خداوند گرفتارى او را برطرف سازد وگناهانش را ببخشايد. (1)
درود بر تو/اى هشتمين سپيده/- اگر از سايه ساران درود مى پذيرى-/باران نيز به اِزاى تو پاك نيست./ و بر ما درود/اگر فاصله خويشتن تا تو را ،تنها بتوانيم ديد-/اى آفتاب،/ ما آن سوى ذرّه مانده ايم!
* * * *
امام رضا (علیه السلام ) :
هر امام و رهبرى، عهد و ميثاقى بر پيروان و دوستدارانش دارد و همانا يكى از اعمالى كه نمايانگر وفادارى و اداى ميثاق است، زيارت آرامگاه آنان است. (2)
* * * *
امام رضا (علیه السلام ) :
كسى كه با دورى راه مزار مرا را زيارت كند، روز قيامت در سه جا [براى کمک نمودن] نزد او خواهم آمد و او را از بيم وگرفتارى آن موقفها رهايى خواهم بخشيد: هنگامى كه نامهها [ىاعمال] به راست و چپ پراكنده شود، کنارصراط وهنگام سنجش اعمال. (3)
اى عرش !/ اى خون هشتم !/ نيرويى ديگر در پرم نه !/ كه ما را هزار سال/نه رهتوشه اى بر پشت بود/و نه شمشيرى در دست !/ و مگر در سينه ،/عشق مى افروخت/مى سوخت ،/كه چراغ تو ،/روشن ماند./
* * * *
امام رضا (علیه السلام ) :
هر كه مرا زيارت كند در حالى كه حق و طاعت مرا كه خدا بر او واجب كرده بشناسد، من و پدرانم در روز قيامت شفيع او هستيم و هر كه ما شفيع وى باشيم نجات يابد. (4)
* * * *
امام رضا (علیه السلام ) :
من به زودى مظلومانه با سم به قتل خواهم رسيد. پس هركه با شناخت زيارتم كند خداوند گناهان گذشته و آينده او را ببخشايد. (5)
رشته اى از زيلوى حَرمت/ زنجير گردن عاشقان/و سلسله وحدت است/و خطى كه روستاها را به هم می پیوندد. /
* * * *
امام رضا (علیه السلام ) :
اين بارگاه بوستانى از بوستانهاى بهشت است، و محل آمد و شد فرشتگان آسمان، و همواره گروهى از ملائكه فرود مىآيند و گروهى بالا مىروند تا وقتى كه در صور دميده شود. (6)
كاش ( ايستاده) بوديم !/تو ايستاده زيستى/هر چند/با ميوه درختى گوژ و نشسته/مسمومت كردند/.اما ،/شهادت/ تو را ايستاده ، درود گفت./ و اينك جايى كه تو خوابيده اى/همه كائنات به احترام ايستاده است./
چون مورچه/بر كاغذ راه افتاده است/اى بلند !/سليمان وار/ پيشِ روى رفتار من/درنگ كن !/ سپاه مهرت را بگو/نيم نگاهى به جاى مورچگان بيفكند./
تو امامى !/هستى با تو قيام مى كند/درختان به تو اقتدا مى كنند/كائنات به نماز تو ايستاده/و مهربانى/تكبيرگوى توست/عشق/به نماز تو/قامت بسته است/و در اين نماز/هر كس مأموم تو نيست/(مأمون) است !/درست نيست/
شكسته است./ تاريخ چون به تو مى رسد/طواف مى كند./
يا كلمة الله !/عرفان در ايستگاه حَرمت/پياده مى شود/و كلمه/چون به تو مى رسد/به دربانى درگاهت/به پاسدارى مى ايستد !/ شعر من نيز/كه هزار سال راه پيموده/هنوز ،/بيرون بارگاه تومانده است./ (7)
پی نوشت :
------------------------------------
1)عيون اخبارالرضا، ج2، ص257.
2) بحارالانوار، ج100، ص116.
3)وسائل الشيعه، ج10، ص433.
4) همان، ج5، ص436.
5) همان، ج10، ص438.
6) بحارالانوار، ج102، ص44.
7) شعر از : استاد علی موسوی گرمارودی
***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
کلبه ویران دل شد کاخ اهل آسمان
چون که دارد حب و نامت یا رضا بر آستان

***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
چندی پیش در رسانه ها ـ بیشتر رسانه های سایبر ـنامه ای به قلم " علامه محمد رضا حکیمی " صاحب مجموعه گران قدر الحیاه خطاب به " فیدل کاسترو" ـ رهبر کوبا ـ منتشر شد .
علامه که بنا بر شنیده ها در پی درخواست رهبری این نامه را به فیدل کاسترو نوشته، در متن نامه به چکیده ای از دیدگاه ها و مبانی اسلام شیعی پرداخته و در ضمن نامه، وی را به پذیرش اسلام دعوت نموده است ـ البته نه به وضوح و آشکارا ـ
نامه را در همان روزهای اول انتشارش دیده بودم، اما به سبب طولانی بودن و نیز عدم توانایی خواندن متون طولانی بر صفحه نمایشگر، پرینتی از متن نامه تهیه کردم و امروز فرصت شد تا نگاهی هر چند گذرا به متن نامه بیاندازم.
علامه، فیدل را به خاطر ایستادگی و مقاومتش در برابر استعمار و آنچه که او " کرامت انسانی " می خواندش، ستوده و تحسین می کند و در ادامه اشاراتی به برخی مبانی دینی از نگاه قرآن، ÷یامبر خدا و امیر المومنین ( علیها السلام ) دارد که الحق در عین کوتاه بودن، کامل است و فوق العاده قابل استفاده.
تا خدا چه خواهد و کاسترو چگونه اندیشد .
***
در همان روزها که نامه منتشر شده بود ـ البته ناگفته نماند که از قرار معلوم توسط یکی ازمعاونان وزیر امور خارجه در سفری به کوبا تقدیم خود کاسترو شده است ـ ابراهیم نبوی طنز نویس روزنامه های دوم خردادی که مدتی است مقیم اروپا شده در روزنوشت های خود با اشاره به این موضوع تیتر کرده بود که : " ختنه سوران کاسترو "
گذشته از چرک نویسی وی در متن نوشته طنز خود، آن چه که جای تدبر و تامل دارد، نگاه و هنر طنز نویسی نام برده است . ( حالا مقایسه اش کنید مثلا با ستون تلخند در روزنامه کیهان، هر دو طنزند اما ... )
آنان در راه هدف های نا صواب، تمام هنر خویش را در جان قلم به کار می گیرند و واقعا می نگارند و ما در مسیر تحکیم مبانی به حق خویش هنوز اندر خم یک کوچه ایم .
بگذریم که گفتنی ها فراوانند ...
***
نمی دانم که چرا نا خود آگاه به یاد نامه امام(ره) به گورباچف افتادم که توسط علامه جوادی آملی خطاب به سران کرملین خوانده شد . ( می دانم که هیچ ربطی به هم ندارند )
***
و کلام آخر اینکه :
علامه در بخش های ابتدایی نامه اش جملاتی زیبا پیرامون عدالت نگاشته که خواندنش خالی از لطف نیست :
" خورشید که در سراسر کره ی زمین بر زندگیها و انسانها می تابد، برای نشر عدالت جهانی و حفظ کرامت انسانی است ، نه تقویت ظالمان و گرم کردن فضای زندگی ستم آفرینان و انسانیت نشناسان و اگر اکنون چنین نیست، باید چنین شودو کوشیدن و جهاد کردن در راه انسان و عدالت وظیفه ای خطیر و بدل ناپذیر به شمار می آید. "
***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
در مراسم بزرگداشت روز دانشجو در دانشگاه علوم پزشکی گیلان شرکت کرده بودم. قرار بود که سه تشکل فعال دانشجویی دانشگاه (انجمن، بسیج و جامعه ) هر کدام 25 دقیقه صحبت کنند.
راستش نمی دانم که بعضی از دوستان هنوز خواب تشریف دارند یا اینکه خودشان را به خواب زده اند. آگاهانه برخی از مطالب را بر زبان می رانند یا اینکه نمی دانند و ...
سخنران انجمن از تهران آمده بود . صحبت هایش را با نام آزادی و عدالت (!) شروع کرد.
سخنران انجمن از آزادی بیان گفت و از گنجی . ( یکی از دوستان که دانشجوی همین دانشگاه است می گفت بچه های انجمن می گویند که ما به گنجی افتخار می کنیم چون 25 کیلو از گوشت بدنش را در زندان های جمهوری اسلامی آب کرده!!! ـ چه بگویم ؟؟؟ـ )
نماینده انجمن از نبودی آزادی بیان گفت و این در حالی بود که جمهوری اسلامی را با نظام شاهنشاهی مقایسه می کرد . ( راستش من یکی مانده ام که این آزادی بیان دیگر چیست؟ )
و از انرژی هسته ای سخن راند و گفت که چرا اجازه نمی دهند ما دانشگاهیان پیرامون انرژی هسته ای سخن برانیم . و البته هیچ اشاره ای هم به حلقه دانشجویی پیرامون تاسیسات هسته ای کشورمان و نیز بیانیه ها و طومارهای متعدد اساتید و دانشجویان در زمینه تائید این حق مسلم کشورمان نکرد.
این بنده خدا در انتهای صحبت های خودش مردم و دانشجویان را به خاطر رای دادن به دکتر احمدی نژاد سرزنش کرد و این رای را پوپولیستی خواند. (!!!)
نمی دانم این دوستان انجمن اسلامی که خود را تنها داعیه دار جنبش دانشجویی در کشور می دانند، چه هنگام کمی در احوالات خود خواهند اندیشید؟ بیش از 8 سال است که این دوستان در ورای بازی با الفاظ خواسته های ابن الوقت های سیاسی را تکرار می کنند . تا چه وقت قرار است که در مقابل خواسته های به حق مردم بایستند و آنها را به خاطر انتخاب رئیس جمهور مورد نظر خود مورد خطاب و البته عنایت (!!) قرار دهند و آنها را پوپولیست بخوانند؟ آیا پوپولیست بودن معنایی جز عوامی و نفهمی دارد؟ توهین به این ملت تا به کی و تا به کجا؟
دوستان کمی از بلایی که بر سر دفتر تحکیم آوردند و آن را شقه شقه نمودند، کمی درس بگیرند . تا وقتی که راه خود را از راه این ملت جدا می کنیم، آش همین است و کاسه همین !!
دانشجو در همیشه تاریخ این مرز و بوم مدافع استقلال این مملکت و ملت بوده، اما بعضی ها را چه شده که برای تحقق خواسته های پوچ عده ای سیاست باز، حتی حاضر به معامله بر سر توان علمی و بومی شده انرژی هسته ای اند !؟
این تذهبون ؟
و سر آخر اینکه :
از قدیم گفته اند، آدمی که خوابیده را می توان از خواب بیدار کرد، اما آنکه خود را به خواب زده، هرگز !!
خداوند متعال همه ما را از خواب جهل و غفلت به بیداری و آگاهی هدایت کند ـ آمین ـ
***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
اول از همه سلام . خلاصه کلام هم اینکه :
اول تا دهم محرم ، دهه حسینی است و عاشقان خاندان عصمت و طهارت را می توان در هر کوی و برزنی دید که هر یک به نحوی عشق و محبت خویش را نثار این خاندان به ویژه حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) می کنند . دهه صفر و دهه فاطمیه نیز به سوگ رحلت رسول خدا(ص) و داغ مظلومیت مادر سادات می نشینیم.
و اما دهه رضوی : نام زیبای امام رضا(علیه السلام) در همیشه تاریخ بر تارک کشورمان چون نگینی درخشان می درخشد و قم مقدس نیز به برکت وجود کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه (سلام ا... علیها) مرکز جهانی علم تشیع است .
اول ذی القعده مصادف است با سالروز میلاد خجسته حضرت معصومه(س) و 11 ذی القعده خجسته میلاد امام رضا(ع) است. و فاصله این دو میلاد به دون در نظر گرفتن سال تولد این دو معصوم گرامی به فاصله ده روز است . و چه زیباست که نام این دهه را دهه رضوی بنامیم.
از معصومین روایت شده که شیعه ما در غم ما محزون است و در شادی ما مسرور و شادمان . و حال در آغازین روزهای این دهه سراسر نور و شادی دست می افشانیم و به شادی و سرور می نشینیم . باشد که شادی های دهه رضوی به سان عزاداری های دهه های حسینی و فاطمی و ... به فرهنگی همیشگی در بین علاقمندان و محبان اهل بیت(علیهم السلام) تبدیل شود.
***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
لقب معصومه را امام رضا (علیه السلام) به خواهر خود عطا فرمود . آن حضرت در روايتي فرمود : « مَنْ زارَ مَعْصومِه بِقم كَمَن زارَني » « هركس در قم معصومه(س) را زيارت كند مانند آن است كه مرا زيارت نموده است .اين لقب كه از سوي امام معصوم به اين بانوي بزرگوار داده شده ، گوياي جايگاه والاي ايشان است . در روايتي ديگر ، امام رضا ( ع) مي فرمايند : « هركس نتواند به زيارت من بيايد ، برادرم را در ري ، يا خواهرم را
امام صادق (عليه السلام ) سالها قبل از آنكه حضرت فاطمه معصومه به دنيا آيد ، مي فرمايد : « آگاه باشيد كه براي خداوند حرمي است وآن مكه است ، براي پيامبر خـدا نيز حرمي است و آن مدينـه است و براي امير المؤمنان حرمي است و آن كوفـه است ، آگاه باشيد كه حرم من و فرزندان بعد از من ، قم است …آگاه باشيد كه براي بهشت هشت در است كه سه تاي آن به سمت قم است . در قم بانويي از فرزندان من جان مي دهد كه اسمش فاطمه دختر موسي است ، به شفاعت وي همه پيروانم وارد بهشت مي شوند .»
« شيخ صدوق به سند صحيح از سعد بن سعد روايت كـرده كه : از حضـرت امـام رضا ( عليه السلام ) سؤال نمود از فاطمه بنت موسي بن جعفر ( عليهم السلام ) فرمود: هركه اورا زيارت كند از براي اوست بهشت وبه سند معتبر ديگر از فرزند آن حضرت امام محمد تقي( عليه السلام) منقول است : هر كه عمه مرا در قم زيارت كند ، پس از براي اوست بهشت .
علامه مجلسي (عليه الرحمه ) از بعضي از كتب زيارت نقل كرده است كه علي ابن ابراهيم از پدرش ، از امام رضا (عليه السلام ) روايت كرده كه آن حضرت فرمود : اي سعد نزد شما قبري هست از ما ، سعد گفت : گفتم ،فداي تو شوم ، قبر فاطمه دختر امام موسي (عليهما السلام ) را مي فرمايي . فرمود : بلي مَن زارَها عارِفاً بِحَقّها فَلَه الْجَنَّه هركه اورا زيارت كند وحق او را بشناسد از براي اوست بهشت .»
***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
روی سبزه غذا بخورید
عجله کنید
روزی هم
سبزه روی شما غذا خواهد خورد !
و کلام دیگر اینکه :

***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
لباس قيراندود شب، مدينه را در برگرفته و سكوتى مبهم بر شهر سايه افكنده است. در آن شب زنى تنها، نگران و شتابان در كوچه پس كوچههاى شهر به پيش مىرود. بر در چند خانه مىكوبد و پس از لختى درنگ و رساندن پيام خويش دوباره با همان حال راهش را در پيش مىگيرد.
اينك او ماموريتش را به پايان رسانده و شتابان به خانه برمىگردد، خانهاى كه از در و ديوار آن غبار غم مىبارد.

در سايه روشن اتاقى محقر بسترى به چشم مىخورد. آه خداى من! او جعفربن محمد (ع) است كه اين چنين در بستر افتاده است. در تبى شديد مىسوزد و چهرهاش به زردى گراييده است. آن زن به اتاق وارد مىشود و به بالين همسر خويش مىرود. اشك در چشمانش حلقه زده است. با صدايى بغضآلود رو به همسرش كرده مىگويد: مولاى من همه آنان را كه فرموده بوديد از پيغام شما آگاه كردم.
چند دقيقه بعد فرزندان و نزديكترين ياران امام بر گرد بستر او جمع مىشوند، لحظات به سختى مىگذرند و آرامشى تلخ و جانكاه بر آن محفل حكمفرماست. در اين هنگام امام چشمان تب دارش را به سختى مىگشايد و آخرين نگاهش را متوجه جمع مىسازد. همه منتظرند كه آخرين وصاياى امامشان را بشنوند، لبان حضرتش آرام آرام گشوده مىشوند و با آخرين توانى كه برايشان مانده است اين كلام را به زبان جارى مىسازند:
«آنان كه نماز را كوچك مىشمارند، به شفاعت ما نخواهند رسيد.»
و اين آخرين سخنى بود كه از آن امام شنيده شد.
***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)
بسم رب الحسين
الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .
اول از همه سلام !
متن زیر بخش هایی از سخنرانی " حضرت آیت الله مصباح یزدی " درتاریخ 23/9/76با عنوان " اينترنت:گسترش امكانات و مسؤوليتها " است که خواندن آن را به همه دوستان توصیه می کنم .
دوستانی هم که تمایل دارند متن کامل سخنرانی را مطالعه کنند، می توانند در بخش نظرات همین پست اعلام نظر نمایند تا در اسرع وقت متن کامل سخنرانی آقای مصباح به ای میل شخصی شان ارسال شود.
و این هم صحبت های آقای مصباح :
" معمولاً در برخورد با اين پديده هاى نو كه امكانات جديدى را به خصوص در زمينه ارتباطات و اطلاع رسانى در اختيار مى گذارد، دو نوع برخورد افراطى و تفريطى وجود دارد: كسانى چنان دل باخته و خودباخته مى شوند كه گويى اين اوج كمال انسانى است و كسانى كه از اين وسايل و فن آورى ها بهره مندند، كامل ترين انسان هايند و بايد در حد پرستش به آنها احترام گذاشت و به هر بها، خضوع و خشوعى كه شده، بايد از آنها استفاده و در مقابلشان كرنش كرد.
دسته ديگرى هم در جهت تفريط، به بهانه هاى مختلف، از جمله اين كه از اين وسايل استفاده هاى غلط و سوء استفاده مى شود، آنها را تحريم مى كنند و مى گويند چون كفار اينها را اختراع كرده اند يا چون از اينها استفاده هاى نامطلوبى در جهان مى شود، پس ما بايد از آنها بپرهيزيم; اما هر دوى اين سخن ها نادرست است. نعمت خدا كه به دست ما مى رسد، چه آن را كفار به دست ما بدهند و چه مؤمنان، وسيله اى براى آزمايش من و شما است. بايد نعمت را قدردانى و از آن در راه درست استفاده كرد; وسيله اش هر كه باشد و هر چه باشد. از آن طرف هم اگر فكر كنيم كه اين اوج كمال انسانى است و كسانى كه چنين وسايلى را در اختيار دارند، كامل ترين انسان ها در انسانيت هستند نيز اشتباه است. نعمت هاى دنيا هر چه باشد; از اموال و فرزند و نعمت هاى مادّى گرفته تا هوش و استعداد و نعمت هاى غير مادّى، همه وسيله آزمايش است; همه شمشير دو دم است; هم مى شود از آن استفاده درست كرد هم استفاده نادرست
پس نكته اوّل مورد توجه، برخورد ما با وسايلى است كه جديداً كشف شده; به خصوص وسايل ارتباطى كه امروز باب عظيمى از دنياى جديدى را به روى بشر گشوده و نزديك است زندگى بشر را به كلّى متحوّل كند. بايد به اين وسايل با چشم وسيله آزمايش نگاه كرد: وَنَبْلوكُمْ بِالشَّرِّ وَالخَيْرِ فِتْنَةً [ انبيا، 35.].
يكى از اين مسايل كه امروز براى ما مطرح است، همين وسايل اطلاع رسانى جديدى است كه يك شاخه اش اينترنت است و متأسفانه بسيارى از ما هنوز اطلاعات ساده اى نيز درباره اين تكنولوژى نداريم; چه رسد به اين كه بهره درست ببريم و در راه مقاصد اسلامى از آن استفاده كنيم. اين بهترين وسيله اى است كه مى توانيم اسلام را با كمترين هزينه به وسيله آن به دنيا معرفى كنيم; دنيايى كه تشنگان شناخت حقيقت در آن كم نيستند. ما ـ با توجه به كمبود امكانات و نيرويى كه داريم ـ اگر نمى توانيم حضوراً نيازهاى دنيا را براى شناختن اسلام، تشيع و حقايق برطرف كنيم، با استفاده از اين وسيله مى توانيم بسيارى از كمبودهايمان را جبران كنيم. اگر بتوانيم برنامه درستى ارائه دهيم، با نيروى انسانى كم مى توانيم بهره هاى بسيار زيادى ببريم; امّا آيا براى همين كارهاى كوچك هم كه نيروى كم مى برد، آمادگى داريم؟
شايد سال ها كسانى يا در انديشه بودند يا مى گفتند و مى نوشتند كه اگر فرستنده اى مثل راديو و تلويزيون در اختيار ما بود، چنين و چنان مى كرديم. اكنون بعد از انقلاب اين امكان فراهم آمده و به ما پيشنهاد مى كنند كه بياييد و كارهاى تلويزيون و راديو را اداره كنيد; امّا آيا ما توان اداره اش را داريم و خودمان را براى اجراى برنامه اى براى يك جمع آماده كرده ايم؟ اگر امكانات كامل اينترنت در اختيار شما قرار گرفت كه بتوانيد هر پيامى بخواهيد به دنيا بدهيد، چقدر آمادگى داريد كه پيام هاى اسلامى را به صورت سريع و قابل فهم و پذيرش به دنيا ارائه نماييد؟
ما بايد در عين حال كه سعى مى كنيم از همه وسايل هر چه زودتر استفاده كنيم، در تكميل آن نيز پيشگام شويم. مسلمان ها فقط ما نيستيم و ايران هم فقط به ما و حوزه علميه و مدرسه ما ختم نمى شود; كسان ديگرى هم هستند كه تلاش مى كنند و زحمت مى كشند و استعدادهاى خوبى دارند كه كارهاى بزرگى مى توانند انجام دهند و بحمدالله پيشرفت هاى چشم گيرى هم داشته اند. ما بايد با استفاده از اين امكانات، وظيفه اى را كه داريم، انجام دهيم و رسالت خودمان را به جهان ابلاغ كنيم و تكليف شرعيمان را كه معرفى اسلام است، به اين وسيله انجام دهيم. "
***
اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!
تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)