تبليغاتX
باران عدل
روز عدالت بر ستمگر سخت تر از روز ستم بر ستمدیده است. امام علی (علیه السلام)

بسم رب الحسین

یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمه ...

 

عکس زیر رو یکی از دوستان که در ایام اعتکاف معتکف بود، دو روز پیش بهم داد. گفتم بذارمش رو وبلاگ که عکس جالبیه! همه مایحتاج یک معتکف:

                               

 

 

1-          قرآن

2-          صحیفه سجادیه

3-          مصباح المنیر

4-          دیوان حضرت حافظ

5-          سفر به گرای 270 درجه

6-          مهر و تسبیح

7-          خودکار

8-          مسواک

9-          دستمال

10-       و متکا

چه بریدن از دنیای خوشمزه ای! به به!

 

همین !!

***

 

...  اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره، والصّرف عنی بمسئلتی ایاک جمیع شر الدنیا و شرالاخره

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1385ساعت 1:34  توسط سجاد ستوده   | 

 بسم رب الحسین

یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمه ...

 

زل زده ام تو چشم های ماه و سیر نگاهش می کنم! خیلی وقته که ندیده بودمش! نه اینکه ندیده باشم، نه، اینجوری نگاهش نکرده بودم.

چند روزی اینجا نبودم، رفته بودم جایی! دیشب که می آمدم خانه، ناگهان چشم تو چشمش شدم، ماه را می گویم. راستش ماه شب شانزدهم را تا به حال اینطوری ندیده بودم. بزرگ و گرد و البته دوست داشتنی. دلیلش که چرا این قدر زیبا به چشم می آمد را هم می دانم که بماند.

یادش بخیر، چه صفا و حالی که نداشتیم ...

 

تنها، نشسته با ماه

در خلوت ساکت شبانگاه

اشکی به رخم دوید و ناگاه

دیدم که هنوز عاشقم، آه

 

* بگذریم ...

دیوانه از مه دورتر، بهتر

 

همین !!

 

***

...  اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره، والصّرف عنی بمسئلتی ایاک جمیع شر الدنیا و شرالاخره

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیستم مرداد 1385ساعت 23:26  توسط سجاد ستوده   | 

بسم رب الحسین

یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمه ...

 

1-          چند روزی مسافر مشهد الرضا (علیه السلام) بودم. خواستم بنویسم میهمان امام رضا (علیه السلام)، دیدم که همیشه و همه وقت سر سفره ایشون مهمانم... و اگر نبود نگاه مهرت ... وای برمن!!

 

2-                   اگه یادش بره که وعده با من داره ... وای وای وای ... وای وای وای

 

3-          می گفت گنبد رو که دیدی، به یاد من آه بکش! بعد سفر گفت: آه کشیدی؟! گفتم آه که نه آخ کشیدم! راستش آدم وقتی گنبد رو می بینه، هیچ جوری جور در نمیاد که آه بکشه، اما حالا که دوریم، آه که چرا، آخ هم می شه کشید. آه! آه! آه!

 

4-          خیلی ها می پرسن: چطور بود، خوش گذشت؟! سفر وقتی دسته جمعی و هیاتی اون هم با محبّین الرّضا یی ها باشه، هر جور که بگذره، خوش گذشته!

 

5-                  اگر با من نبودش هیچ میلی     چرا جام مرا بشکسته لیلی

 

6-          راستش طنین فریاد " مرگ بر اسرائیل " اون هم 12 شب تو صحن " اسماعیل طلا " رو به گنبد از حلقوم 50، 60 تا جوون عاشق که سیر گریه کردند، واقعا شنیدنیه... مرگ بر اسرائیل.

این روزها که روزهای دعا و مناجات و خلوت گزینی با معبوده، اگه وقت کردید، دعای 27 صحیفه سجادیه رو به یاد جوونهای مرد حزب الله و به نیت پیروزیشون بخونید.

 

7-          از اذان صبح امروز خیلی ها تو گوشه و کنار کشور، سه روزی تو مساجد با خدای بزرگ خلوت می کنند و چه خلوت عاشقانه ای! باشد که دعای همه دل دادگان و مسافران این راه، نصیب ما هم شود. ان شاء الله..

سنگین شدم از خویش سبک بارم کن

از عطر نسیم صبح، سرشارم کن

دل خسته ام ای عزیز... دل خسته عزیز!

می خوابم و وقت عشق بیدارم کن !

 

8-                  یا علی ابن موسی الرضا المرتضی! آقا همه شماره های دلم مال شما! ...

 

9-          وقتی نمی خوای تو مرداب " خود خواهی " آدم ها فرو بری و مثل اونها بشی، مجبوری خیلی چیزها رو از دست بدی!! این یکی هم روش!!

من نمی تونم دقیقا همون کاری رو که یه نا رفیق ـ البته با نیم متر ریش، پیراهن رو شلوار، عطر و تسبیح و بند و بساطه 24 ساعته تو دست ـ با من کرد، با یکی دیگه بکنم. اینو نوشتم تا به خودم بفهمونم که من هیچ وقت این کار رو نمی کنم، حتی اگه مجبور بشم... شیر فهم شد عزیز!

 

10 - پای سگ بوسید مجنون، خلق گفتند این چه بود!؟     

                                                گفت این سگ گاه گاهی کوی لیلی رفته بود

          همین !!

***

...  اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره، والصّرف عنی بمسئلتی ایاک جمیع شر الدنیا و شرالاخره

      

 

    

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 1:30  توسط سجاد ستوده   | 

بسم رب الحسین

یا من ارجوه لکل خیر وآمنو سخطه عند کل شر، یا من یعطی الکثیر بالقلیل، یا من یعطی من سئله، یا من یعطی من لم یسئله و من لم یعرفه تحننا منه و رحمه، اعطنی بمسئلتی ایاک جمیع خیر الدنیا و جمیع خیر الاخره، والصّرف عنی بمسئلتی ایاک جمیع شر الدنیا و شرالاخره فانه غیر منقوص ما اعطیت و زدنی من فضلک یا کریم ... یا ذالجلال و الاکرام، یا ذالنعماء و الجود، یا ذالمنّ والطول حرّم شعری علی النار ...

 

1-                   این روزها تو لبنان حرفهای فهمیدنی و فهمیدنی های گفتنی خیلی خیلی زیادند...

 

2-          یکی از بچه ها می گفت همه مشکل استان ما مزار شهداء تو" تاز آباده " (قبرستان رشت) !!! با تعجب گفتم چرا؟ گفت: برای اینکه یه عده اونجا خوابیدند که نباید اونجا می خوابیدن، یه عده هم راست راست دارن می گردن که باید اونجا می خوابیدن!! همه مشکلات هم با یه تغییر جا ما بین این دو دسته حل میشه ! ( این هم راه حل عملی برای حل مشکلات!!!!)

 

3-          چند روزه که یه نوجوان دوست داشتنی تنها با یه جمله تمامی تحلیل ها و تفسیر هامو از جامعه بهم ریخته! تنها با یه جمله! ای کاش کمی بیشتر این نسل رو درک می کردیم.

 

4-          رومن رولان تو " سگ سفید" یه جمله جالبی داره که قابل تامله: به عقیده من او را هم نمی توانید اصلاح کنید، این از خصوصیات نسل اوست.نسل ها همان گونه که به وجود آمده اند، بی سر و صدا از میان می روند.

 

5-                  بازار زیرآب زنی این روزها مثل هوای تابستان خیلی داغ شده! تا تانیدی بَزَنید آخَرَسَر ایچی بِه!

 

6-                   یه چند روزی با بچه ها می ریم تا یه جایی همین نزدیکی ها! اگه لایق باشم و شایستگی شو داشته باشم، به یادتون خواهم بود.

 

7-         امروز یه چند ثانیه از سخنرانی " سید حسن نصرالله " رو می دیدم. جمله فوق العاده ای گفت: آمریکایی ها نمی فهمن لبیک یا حسین یعنی چی! لبیک یا حسین!

 

8-                   هشتمی هم که مثل همه اعداد و مثل همه چیزها مال آقامونه! یا امام رضا ( علیه السلام)

 

9-                  این الرجبیون!؟

 

***

 اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 9:19  توسط سجاد ستوده   | 

بسم رب الحسين

الهم ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم . 

 

شرم الشيخ كوفه است و
جنوب‌، نينوا!
دارد جنوب شبيه كربلا مي شود
مديترانه‌، فرات است
فرات‌، عباي توست!
براي اين همه زخمي
براي اين همه بي كفن
تنها رداي مهربان تو مانده است!

وگرنه اين سران
دشداشه‌هاشان را
پرچم صلح كردند و فروختند
شايد اگر نبود نفت مي‌جنگيدند
ديروز، ذوالفقار را
با قطعنامه‌ها
تاق زدند
امروز منتظرند
كه از قطعنامه‌ها
زمين و نان
فرشته و غلمان ببارد!
باريد!
و قطعنامه همين بمبي ست
كه دارد مي‌بارد!

جنوب غرق خون است و
غزه آهوي زخمي
تو تنها مانده اي نصرالله!
در خيبري به نام جنوب
و هواپيماها دارند خندق مي كنند و
كودكان زخمي تشنه اند
تو رفته اي از شريعه آب بياوري
در برابر چشم اين همه ماهواره جاسوسي

اوضاع روزگار بد نيست
از سران عرب
يكي با شمشيري از طلا بر كمر
دارد ريشش را خضاب مي‌كند و
يكي
هميشه در مواقع حساس
به سجده مي‌رود
شيخ فلان
تا دشداشه را عوض كند



شيخ الرشيد تا سان ببيند از برابر عكسش
شاه كوچك تا برگردد از تعطيلات آمريكايي
دير خواهد شد
نماد ارتش عربي
پلياست
كه همچنان حمله مي كند به الازهر!
جان بولتون دارد پارس مي‌كند در سازمان ملل!

تنها تو مانده اي نصرالله!
پس شمشير را پس بگير و
اسب را پس بگير و
شريعه را پس بگير و
غيرت عربي را پس بگير
كه پادشاهان عرب
شيهه اسبان مرده‌اند!

                                 شعری از : علیرضا قزوه

***

 اي كاش بوي ساده خدا هنوز هم در كوچه پس كوچه هاي شهر دلمان مي وزيد . اي كاش !!!

تا ظهور آقا(عج) يا علي (عليه السلام)

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 8:45  توسط سجاد ستوده   |