تبليغاتX
باران عدل
روز عدالت بر ستمگر سخت تر از روز ستم بر ستمدیده است. امام علی (علیه السلام)

  

متن زير در دهمين شماره ماه نامه ثامن چاپ شده بود كه به نظرم جالب آمد و خواندني.

قشنگ نوشته شده، بخوانيد:

 

***

يك خرده قديم ترها، وقتي يك چندم اين قد و هيكل را صاحب بوديم، توي مدرسه يا خانه يك كتاب هايي داشتيم به نام «كتاب نقاشي».

اين كتابها، تنها كتابهاي دنيا بودند كه ما رسماً مجوز خط خطي كردن توي آنها را از طرف بزرگترها داشتيم! اگر يادت باشد، وقتي لاي اين كتابها را باز مي كردي، يك طرف كتاب تصوير كامل و رنگ شده اي از يك حيوان، منظره يا... بود و در طرف مقابل هم كروكي همان تصوير روبرويي منتها تو خالي و بدون رنگ وجود داشت و هنر ما اين بود كه بايد مداد رنگي به دست مي گرفتيم و تصوير ناقص را از روي مدل روبرويي اش كامل مي كرديم.

زماني كار ما تحسين برانگيزتر مي شد كه بعد از اتمام رنگ آميزي مان، رنگها كمتر از خطوط طرح كتاب بيرون زده باشند و نوك مدادهايمان را توانسته بوديم در مرز اين خطوط كنترل كنيم و مراقب باشيم مغز مداد زردمان از گردالي خورشيد توي آسمان طرح، بيرون نزده باشد.

يعني اساساً نكته مهم اين مشق نقاشي همين بود وگرنه ناشر كتاب، خودش تصوير خوش رنگ تر و فيكس شده را در صفحه مقابل چاپ كرده بود!

مهم اين بود كه وقتي رنگ آميزي مان تمام مي شد، خودمان با مقايسه تصاوير متوجه مي شديم كه خورشيد نقاشي ما هرچقدر گردالي تر باشد، خورشيدتر است! هرچقدر خط و خطوط نقاش را بيشتر رعايت كنيم، آخر ماجرا دست پخت مان تودل بروتر و رئال تر مي شود.

آن روزها ما -اگر چه حالي مان نبود- با اين كار حفظ «حريم»ها را مشق مي كرديم و دست و ذهن و نگاه مان را با «قاعده »ها تمرين مي داديم تا دو زاري ذهن مان بيفتد كه يك ذهن زيبا چون در صفحه هاي مختلف كتاب، الگوهاي متفاوت مي بيند پس هيچ وقت به دنبال شكار الگو نمي رود بلكه حفظ جهت ها و معيارها را داغ ترين دغدغه خاطر خودش مي داند.

***

حالا امروز هم كه لاي اين خفن بازار روزگار را نگاه كني، مي بيني هنوز انگار هنر من و تو همان مشق دوران فسقليت است. با اين تفاوت كه توي اين كتاب اگر نوك مدادت جنبيدن بگيرد و گردالي را تبديل به مربع بكند، شايد آن وقت صفحه بعدي اي براي از نو مشق نوشتن در كار نباشد و اگر هم باشد، آن وقت تو يك صفحه را باخته اي.

بپا از خط نزني بيرون!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 9:53  توسط سجاد ستوده   | 

 

ديشب اتفاقي به يك متن كوتاه، ما بين دست نوشته هايم برخوردم. جمله اي كوتاه از سردار شهيد " مهدي خوش سيرت " به نقل يكي از دوستان و هم رزمانش كه خودش برايم گفته بود.

شهيد خوش سيرت مي گويد: خداي متعال انسان را آفريده تا فكر كند و لذا لحظه اي را بدون فكر نگذرانيد. سعي كنيد كه در همه لحظات در حال فكر كردن و در هر كاري هدف مند باشيد.

 

***

...

واقعا جمله قابل و شاييسته دقتي است.

تامل هميشگي، دقيقه دقيقه ي لحظات زندگي آدمي را پر ارزش و پربها مي كند. و اين جاست كه آنِ (لحظه) آميخته با تفكر و تامل، قيمتي تر و ارزشمند تر از طلا مي شود.

لحظه اي آميخته با تفكر و تامل، هرچند كوتاه تر از چشم بر هم زدني، بالاتر از 70 سال عبادت است و اگر آدمي لحظه اي را بي تفكر نگذراند، الحق كه سراسر عمرش چه پربها و گران قيمت است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386ساعت 13:6  توسط سجاد ستوده   | 

 

 درد امروز ما،

بدبختي امروز ما، 

و آنچه كه باعث شده، عهد ازلي مان را گرد فراموشي بگيرد،

نيست، جز آن نكه :

" حق " را قرباني " مصلحت "  مي كنيم و

مصلحت را قرباني " جايگاه خود "

 

* پيش تامل:

چه بايد كرد؟ نمي دانم.

مصلحت بيني و انديشيدن به حفظ جايگاه خود عادتمان شده، و به قول معصوم ترك عادت چيزي جز معجزه نيست.

حال شما بگوئيد چه بايد كرد؟

اصلا شايد حق بيني هم مشمول اصل اقتضاي زمان مي شود و در اين روزگار ما حق جز در مصلحت نباشد، لابد ديگر؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 16:51  توسط سجاد ستوده   | 

 

تقريبا بعد از انتخابات رياست جمهوري، فعاليت سياسي به ان مفهومي كه در اذهان جامعه جا افتاده كه صد البته ناصحيح و نارواست را فرو گذاشته و به اهلش سپردم و به دور از هياهوي پوچ و بي ارزشي كه ذره اي نشان از اخلاق ديني و انساني در آن ديده نمي شود، به فعاليت هاي ذهني و تئوريك پيرامون اين موضوع پرداختم.

هر چند در اين مدت پيگير خبرهاي ريز و درشت دنياي سياست چه در محدوده بين الملل، چه در مسايل كشوري و چه در محدوده استاني بودم، اما سعي نمودم ناظري باشم كه دورتر از ميدان غائله، هياهوكنندگان را بنگرم و از وراي گرد و خاك دعواهاي بي خودي شان، يگانه صراط حق و حقيقت را بيابم.

و در محدوده استان گيلان، البته كه چه بسيارند، دوستاني كه در اين وادي نمره اي جز پشيماني نگرفتند و چه اندك و كم شمارند، آنان كه صلابت و حقيقت خواهي شانآلوده مطامع دنيا و آرزوهاي دور و دراز هوس خواهي نشد.

راستش در وراي اين نظاره گري، معناي آن كلام نوراني رسول مهرباني كه بر امت خويش از طول امل ترسيده بود را از بعدي ديگر يافتم.

سال 86، سال برگزاري انتخابات مجلس شوراي اسلامي است كه در بهمن ماه برگزار خواهد شد، اما هيچ نشده و هنوز ماه دوم اين سال نگذشته، گرد و خاك هاي درگيري هاي سياسي بلند و آزار دهنده شده است.

حجم گسترده و صد البته اعجاب آور راه اندازي وبلاگ ها و سايت هاي خبري و سياسي در سطح استان و نيز پيگيري مباحث مربوط به افراد و اشخاص مطرح در انتخابات، از همين ابتداي سال، نشان از در پيش داشتن روزهاي تيره و مه آلودي دارد كه در وراي آن آبرو و حرمت افراد به حراج گذاشته خواهد شد.

نگاهي كوتاه و گذرا و نه از روي دقت به مطالب برخي از وبلاگ ها و سايت هاي فعال در اين زمينه قطعا، دليلي بر مدعاي فوق خواهد بود.

هنوز زمان چنداني نگذشته و تازه اول درگيري هاست كه فلان وبلاگ كه نام و هويت نويسنده يا نويسندگانش معلوم نيست، و البته تنها دقت در لينك هاي موجود در آن مشخص كننده انتصاب آن به فلان مدعي ارزش هاست، در اوج بي تقوايي، نام افراد را يكي پس از ديگري رديف مي كند و آن چنان خط قرمزي بر حرمت انان مي كشد كه آدمي را به تعجب وا مي دارد.

يا آن ديگري كه به دوستان اصلاح طلب خود هم رحم نمي كند كه هيچ، بلكه برخي از زدو بندهاي مالي شان را رو مي كند و يا ديگري كه بر همگان مي تازد. فلان وبلاگ هك مي شود، ديگري مطالبش را حذف مي كند، برخي از سياسيون از ترس ناسزاهاي افراد، بخش نظرات وبلاگشان را مسدود مي كنند و ...

به كجا چنين شتابان! ما را چه مي شود!

دوستان عزيز! اين هم بگذرد. فراموش نكنيم كه به زودي، روزي خواهد آمد كه بايد پاسخ گوي جمله جمله و كلمه كلمه، گفته ها و نوشته هاي خود باشيم. كمي به خود بيائيم. اين انتخابات هم خواهد گذشت، اما اين طور نباشد كه خداي ناكرده، ديگران به مطامع دنيايي شان برسند و ما درگير اين حرمت شكني ها شويم و آخرت خويش ببازيم.

نگاه شرعي به كنار، انساني و اخلاقي بينديشيم. سالي كه نكوست از بهارش پيداست! اول سالي اين طور رفتار مي كنيم، در ماه هاي بعد چه خواهيم كرد و چه بلايي بر سر يكديگر خواهيم اورد؟

روي سخن من بيشتر با آناني است كه مدعي اصول گرايي و ارزش مداري و اين مقوله هايند. شما ديگر چرا؟! آيا اصول گرايي تان فقط در وادي سخن است و در ميدان عمل انتظار رعايت اخلاق و تقوا، انتظار عبسي است؟!

... بگذريم!

اميدوارم كه اين گفته ها آب در هاون كوبيدن نباشد، هرچند...

 

در همین زمینه ببینید: هر نوشتني خوب نيست

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اردیبهشت 1386ساعت 0:26  توسط سجاد ستوده   | 

متني رو آماده كرده بودم كه بذارمش روي وب. به ويژه كه بازديد از نمايشگاه كتاب برام كلي سوژه به همراه داشت. اما ديدم متن وبلاگ ف ي ل ترشده محسن  بدبخت و بيچاره خيلي خيلي جالبه. گفتم بدون اجازه اين بشر، متن وبلاگشو بذارم اينجا. بخونيد:

چقدر بعضی دختر ها احمقند
-ایضا چقدر بعضی پسر ها
و کلا چقدر بعضی آدمها!
*
آدمی هم ممکن است خطا بکند
*
و اگر خطا نمی کرد که آدم نمیشد!!
*
عرضه آدمی به خطا نکردن خود خواسته است!
*
و یا شاید به خطا کردن و جبران کردن!!
*
به هر حال زندگی لذت بخش است
*بقيه تراوشات ذهن آلوده محسن خان رو تو ادامه مطلب بخونيد:

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:5  توسط سجاد ستوده   | 

  

دو ماه قبل از تولد شبي در خواب ديدم، محفلي نوراني است و تمام زنان محل در مسجد اجتماع كرده اند. ناگاه بانويي محترم وارد شد و دو زن نيز همراه او بودند كه بر اهل مجلس گلاب مي پاشيدند. چون نوبت به من رسيد به انان فرمود: سه بار گلاب بپاشيد. از او دليل آن را جويا شدم. با خوشرويي پاسخ داد: به خاطر آن جنيني كه در رحم داري، چنين كاري لازم بود. زيرا او آينده درخشاني خواهد داشت و به جامعه اسلامي خدمات عظيمي خواهد كرد. (1)

***

« كار براي خود كردن نفس پرستي است ، كار براي خلق كردن بت پرستي است ، كار براي خدا و براي خلق كردن شرك و دوگانه پرستي است ، كار خود و كار خلق براي خدا كردن توحيد و خداپرستي است . ‌» (2)

***

« اين مرد نيمه شب تهجد با آه و ناله داشت ، نماز شب مي خواند و گريه مي كرد ، به طوري كه صداي گريه و مناجات او افراد را از خواب بيدار مي كرد … اتاق ايشان وضعيت خاصي داشت … يك « الله » بود كه با نئون سبز يا اين شب نماها نوشته شده بود و فقط در شب جلوه داشت و مشخص مي كرد كه استاد همان نيمه شب ها كه مشغول ذكر خدا هستند و ذهنشان هم به ياد خداست ، مي خواهد از همه حواس خود نيز استفاده كند . »  (3)

***

يك ملت را مي توان با زورمطيع كرد، اما نمي توان با زور، عشق و ايمان در او به وجود آورد. شاهكارهاي بشري تنها و تنها معلول عشق و ايمان است. (4)

رشته محبت است كه مردم را به اهل بيت پيوند واقعي مي دهد تا از وجودشان، از اثارشان، از سخنانشان، از تعليماتشان و از سيرت و روش شان استفاده كنند. (5)

***

مطهري دلي داشت دلباخته قرآن، مغزي داشت سر سپرده عرفان و جاني داشت وابسته به برهان. (6)

***

وقت آن رسيده كه نداي بازگشت به فرهنگ اصيل اسلامي در سراسر كشورهاي اسلامي طنين انداز شود. صداي شكستن زنجيرهاي بندگي و بردگي را بشنويم و شاهد اقتدار دوباره ملل مسلمان باشيم. (7)

***

استاد سبحاني مي گويد: از استاد مطهري سوال شد كه شما چقدر مطالعه و تحقيق مي كنيد. استاد در پاسخ گفته بود: در حد مرگ. (8)

***

اسلام را نبايد با ادياني كه همه محتوايشان 4 كلمه اندرز است، مقايسه كرد. اسلام خودش را در مقابل همه بدبختيهاي اجتماع مسئول مي داند. (9)

***

خدمتي كه مرحوم مطهري به نسل جوان و ديگران كرده، كم كسي نكرده است. آثاري كه از او هست، بي استثناء همه آثارش خوب است و من كس ديگري را سراغ ندارم كه بتوانم بگويم، بي استثناء آثارش خوب است. ايشان بي استثناء آثارشان خوب است . انسان ساز است. خداوند به حق رسول اكرم او را با رسول اكرم محشور بفرمايد. (10)

 

 

پي نوشت:

---------------------------------

1- مطهر انديشه ها، ج1، ص18.

2- جهان بيني توحيدي ، ج 2 ، ص 83.

3- به نقل از رهبر انقلاب،  مهدي عليقلي ، سجاده عشق ، ص 90.

4- مجموعه آثار، ج 14، ص 338.

5- ولاء و ولايت ها، ص38 .

6- به نقل از حضرت آيت الله جوادي آملي، رمز موفقيت استاد مطهري، ص 26.

7- پيرامون انقلاب اسلامي، ص 124.

8- به نقل از حضرت ايت الله سبحاني، رمز موفقيت استاد مطهري، ص88.

9- آشنايي با قرآن، ج3، ص 56.

10-  صحيفه نور، ج 16، ص 242.

 

 

لينكدوني مطهر:

-----------------------------------

1- نگاهي كوتاه به حيات عملي استاد مطهري

2- سير مطالعاتي اينترنتي شهيد مطهري

3- كتب شهيد مطهري

4- سايت شهيد مطهري

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:28  توسط سجاد ستوده   | 

 
بسم رب الحسين
الهم
ارنا الحق حق فاتبعه و الباطل باطل فاجتنبه و خذ رضا نفسك من نفسي انك تهدي من تشاء الي صراط مستقيم .

 

سالروز وفات حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليه رو خدمت همه دوستان تسليت عرض مي كنم

لقب معصومه را امام رضا (علیه السلام) به خواهر خود عطا فرمود . آن حضرت در روايتي فرمود : « مَنْ زارَ مَعْصومِه بِقم كَمَن زارَني » « هركس در قم معصومه(س) را زيارت كند مانند آن است كه مرا زيارت نموده است .اين لقب كه از سوي امام معصوم به اين بانوي بزرگوار داده شده ، گوياي جايگاه والاي ايشان است . در روايتي ديگر ، امام رضا ( ع) مي فرمايند : « هركس نتواند به زيارت من بيايد ، برادرم را در ري ، يا خواهرم را در قم زيارت كند ، همان ثواب زيارت مرا در مي يابد . »

 

 

 

امام صادق (عليه السلام ) سالها قبل از آنكه حضرت فاطمه معصومه به دنيا آيد ، مي فرمايد : « آگاه باشيد كه براي خداوند حرمي است وآن مكه است ، براي پيامبر خـدا نيز حرمي است و آن مدينـه است و براي امير المؤمنان حرمي است و آن كوفـه است ، آگاه باشيد كه حرم من و فرزندان بعد از من ، قم است …آگاه باشيد كه براي بهشت هشت در است كه سه تاي آن به سمت قم است . در قم بانويي از فرزندان من جان مي دهد كه اسمش فاطمه دختر موسي است ، به شفاعت وي همه پيروانم وارد بهشت مي شوند

« شيخ صدوق به سند صحيح از سعد بن سعد روايت كـرده كه : از حضـرت امـام  رضا ( عليه السلام ) سؤال نمود از فاطمه بنت موسي بن جعفر ( عليهم السلام ) فرمود: هركه اورا زيارت كند از براي اوست بهشت وبه سند معتبر ديگر از فرزند آن حضرت امام محمد تقي( عليه السلام) منقول است : هر كه عمه مرا در قم زيارت كند ، پس از براي اوست بهشت .

علامه مجلسي (عليه الرحمه ) از بعضي از كتب زيارت نقل كرده است كه علي ابن ابراهيم از پدرش ، از امام رضا (عليه السلام ) روايت كرده كه آن حضرت فرمود : اي سعد نزد شما قبري هست از ما ، سعد گفت : گفتم ،فداي تو شوم ، قبر فاطمه دختر امام موسي (عليهما السلام ) را مي فرمايي . فرمود : بلي مَن زارَها عارِفاً بِحَقّها فَلَه الْجَنَّه  هركه اورا زيارت كند وحق او را بشناسد از براي اوست بهشت».

 

***

لینکدونی:

پايگاه اطلاع رساني آستانه مقدس حضرت فاطمه معصومه (سلام الله عليها)

سايت انديشه

 

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 15:53  توسط سجاد ستوده   | 

بنام خدا

از آن زمان که شدم همجوار خانه تو
شده است منظر چشم من آشیانه تو
تو کعبه فقرایی،خوشم از آن که دلم
مدام دور زند بر مدار خانه تو


خواستم چیزی بنویسم اما نشد. مدام بچه ها زنگ زدند. بی خیال شدم . الانه مشهد الرضا علیه السلام ام.انشاءالله خدا نصیب همه دوستان بکنه.
اگه لایق باشم همه رو یاد می کنم.
به خصوص بچه هایی رو که قرار بود، جمعه ساعت 11 صبح تو دهکده جلسه داشته باشند. آرزو می کنم به حق آقا علی ابن موسی دوباره اون دوستی های خوب سالهای قبل محکم بشه و همیشه تا ابد ماندنی. ای کاش بفهمیم که یه عده سیاست باز ارزش بهم زدن دوستی های خوبمون رو ندارند.
بسنده می کنم به اطلاعیه یه مسابقه جالب.
اگه براتون امکان داره ببینید و تبلیغش کنید .

http://mohebbin84nk.blogfa.com

یا علی

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 22:25  توسط سجاد ستوده   |